ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

258

معجم البلدان ( فارسى )

كتاب خاء از معجم البلدان باب خاء و الف و آنچه پس از آن‌هاست خابران « 1 » [ ب ] نام روستايى در ميان سرخس و ابيورد در خراسان است ، كه چند ديه دارد ، يكى از آنها « ميهنه » است كه شهرى بزرگ بود و اكنون بيشتر آن ويران شده است . خابران نيز خوره‌اى در اهواز است . خابوراء : پس از الف باى تك نقطه بر وزن عاشوراء ، است . به گفتهء ابن اعرابى نام جايگاهى است . ابن دريد گويد : حامد « 2 » آن را چنين ياد كرد و من آن را نمىشناسم و شايد لهجه‌اى از « خابور » باشد . خابور : « 3 » پس از الف باى تك نقطه و راى بىنقطه در پايان بر وزن فاعول از ريشهء خبره و خبراء زمينى كه در آن سدر مىرويد ، يا از ريشهء خبار و آن زمين سست سنگزار باشد . و گويند بر وزن فاعول از ريشهء خابرت الأرض ، به معنى شخم كردم آن را باشد . ابن بزرج ( بزرگ ) گويد : هيچ اسمى در زبان عرب بر وزن فاعولاء نيامده است . به جز چند واژه : « ضاروراء » از ريشهء « ضرّ » ، « ساروراء » از « سرّ » و « دالولاء » از « دلّ » و عاشوراء كه نام روز دهم محرم است . ابن اعرابى گويد : خابوراء نام جايگاهى است ، من ( ياقوت ) گويم نمىدانم آيا نام همين نهر معروف خابور است يا جز آن . اما خابور نام نهرى بزرگ در ميان رأس عين و فرات در سرزمين جزيره است ، به سرزمينى است گسترده ، داراى شهرهاى بسيار است كه بدان نسبت داده شوند مانند قرقيسياء ، ماكسين ، مجدل و عربان . سرچشمهء اين نهر چشمه زارى است در رأس عين ، كه فزونى آب هرماس و فزونى نهر نصيبين به آن مىپيوندد و نهرى بزرگ پديد مىآيد كه همهء اين سرزمين را سيراب مىكند و سپس به قرقيسياء مىرسد و در آنجا به فرات مىريزد . نام آن در شعر خواهر وليد پسر طريف آمده است كه در عزاى برادر خود چنين مىسرايد : أيا شجر الخابور مالك مورقا * كانك لم تجزع على ابن طريف فتى لا يحب الزّاد الّا من التّقى * و لا المال الا من قنا و سيوف « 4 » اخطل نيز چنين مىسرايد : [ 384 ] اراعيك بالخابور نوق و أجمال * و رسم عفته الريح بعدى بأذيال « 5 » ربيع پسر بو حقيق يهودى از بنى قريظه چنين مىسرايد : دور عفت بقرى الخابور غيّرها * بعد الأنيس ، سوا فى الرّيح و المطر

--> ( 1 ) . ن . ك : تقويم بو الفداء ، آيتى ص 513 - 515 . ( 2 ) . اين نام در ميان استادان ابن دريد ديده نمىشود ، شايد تصحيف ابو حاتم باشد ، و ستنفلد نيز آن را در فهرست اعلام نياورده است . ( 3 ) . مقدسى ( احسن ، ع ص 54 و 141 ترجمه ص 79 و 199 ) ، نهر خابور بو الفداء - آيتى ص 70 ن . ك : قزوينى . آثار 4 ص 368 ، 273 جهانگير ص 433 / 493 ، مراد ج 2 ص 125 / 131 خابور حسينيه ، خابور رأس عين لسترنج ص 100 ، 103 . ( 4 ) . اى درختان خابور چرا برگ مىدهيد گويى از مرگ طريف عزادار نشده‌ايد ، مردى كه جز تقوى توشه‌اى و جز شمشير ثروتى نداشت . ( 5 ) . در خابور شتران و ويرانه‌هاى بازمانده دل تو را بربود .